فزوني گرفت،1 به تدريج، نقوش گلي جاي خود را به نقوش مركب داد و نقوش مهرها به وسيلهٴ مهر لاستيكي زده شد. هنوز هم نقش كردن مهر به وسيلهٴ مركب چندان تفاوتي با باسمهٴ چوبي ندارد. از اين طريق ميتوان ثابت كرد مهر سلف باسمهٴ چوبي است، كه همان واژهٴ يين (yin)، حتي امروز هم براي مهر و چاپ هر دو به كار ميرود. احتمالاً انتقال از مهر به باسمهٴ چوبي به خاطر تقاضاي زياد براي تعويذهاي تائويي و بودايي بوده است. مهر براي رسميت بخشيدن به نوشتهها مورد استفاده قرار ميگرفت، ولي سهولت استفاده از آن معلوم بود و هنگامي كه تقاضا براي تعويذات فزوني گرفت، طبيعي بود كه آنها را با همان طريقهٴ سريع مهرزدن بسازند. هنگامي كه قطع تعويذات بزرگتر شد، فن مهر زني جاي خود را به باسمهٴ چوبي داد. از سوي ديگر، مقارن سال 175 م آثار كلاسيك كنفوسيوسي بر سنگ حجاري شده بود و تهيهٴ مهرهاي لاستيكي از روي اين كتيبهها به سرعت رواج يافت. اين كار هم به باسمهٴ چوبي منجر شد، گرچه در مورد اخير حكاكيها يا تصاوير به صورت معكوس تهيه ميشد.
از اين رو ممكن است برخي صورتهاي ابتدايي باسمهٴ چوبي در سدهٴ ششم يا هفتم عمل ميشده است، ولي محتملتر است كه كشف باسمهٴ چوبي تا اندكي پس از آن، يعني تا نيمهٴ اول سدهٴ هشتم كامل نشده بود.2 در واقع قديمترين سند چاپي يك تعويذ بودايي است كه نه در چين، بلكه به فرمان امپراتريس شوتوكو (نك)، در حدود 770 در ژاپن چاپ شده است.
انتشار فنآوري چيني در شرق و غرب
نخستين كرم ابريشمهاي چيني در ايام فرمانروايي يوستينيان، در حد 552 به غرب وارد شد (فصل پيشين را ببينيد). اين ورود احتمالاً به وسيلهٴ راهبان نسطوري صورت گرفت. احتمال دارد كه درخت توت3 در همان زمان وارد مغربزمين شده باشد. صنعت نوغان به سرعت در پلوپونز رشد كرد و چندان درخت توت در آن كاشته شد كه اين ملك توتستان4 لقب يافت.5
خطاست اگر چنين نتيجهگيري شود كه در عهد باستان اصلاً ابريشم تهيه نميشد. از پيلهٴ كرمهاي ابريشم وحشي كه در درختان سرو، كاج و زبانگنجشك تنيده شده بود، نوعي ابريشم به دست ميآمد. ارسطو در كتاب الحيوان (كتاب 5، بند 19) از آن سخن ميگويد، با ذكر اينكه گويند زني از اهالي جزيرهٴ كوس به نام پامفيليا دختر پلامتوس، نخستين كسي بوده كه آن را